سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )
196
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى )
و اعدام نمودن جانى را لكن براى استقلال ملتشان و قوميتشان و رياستشان چه مليون و ملياردهاى بشر بىگناه را اعدام مينمايند و هيچ باك ندارند علاوه در نظر اسلام انسانى محترم و خون او با قيمت است كه بر دين توحيد باشد و وزن جامعه بشر با وزن يك نفر موحد مساوى ( بلكه بالاتر است ) . ( پايان ) وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ در اين مبارك آيه يك عالم معنى مندرج است از حيث فصاحت و بلاغت بمرتبهاى است كه بشهادت اهل لسان و علماى عربيت اين كلام فوق كلام بشرى بشمار ميرود ، و نيز از جهت معنى بيك جمله مختصر سرّ حكم قصاص را بنيكوتر وجهى و شيرينتر بيانى اظهار نموده كه به همين آيه ميتوان از تمام اعتراضاتى كه در اين قانون خدايى تأسيس شده جواب داده شود . قصاص اگر چه به ظاهر اعدام حيات است لكن به چند جهت در واقع سبب و مؤيد حيات مىشود : اول وقتى كه افراد دانستند كه قانون بر اين مقرر شده كه هر كس كسى را كشت بكيفر عملش وى را مىكشند براى حفظ جان خود كه طبيعى هر كسى است هيچ وقت پيرامون چنين عملى نميگردد ، و در ثانى كسى كه بدون جهت برادر دينى و ملى خود را بكشد معلوم مىشود آن يك آدم خونخوار مفسد جنايتكارى است و چنين كسى در جامعه بشرى مثل يك عضو فاسدى ماند كه اگر آن را قطع نكنند فساد آن به باقى اعضاء سرايت نموده و تمام اعضاء بدن را فاسد مينمايد . و ديگر اگر عفو و ديه فقط بدون قصاص تعيين شده بود ممكن بود در پارهاى از مردم فساد واقع گردد به اينكه نظر بحب انتقام بين اولياى دم و قاتل و كسان وى نزاع واقع گردد و كسان كشته شده در مقام انتقام بر آيند و عوض يك خون خونهايى ريخته شود و نفوسى از بين برود و كينه و عداوت دامنه وسيعى پيدا نمايد و مدتهايى باقى ماند اين است كه فهم بعضى از اسرار قصاص را نسبت ميدهد به صاحبان عقل و متفرع ميگرداند تقوى را بر قصاص نظر به اينكه بقصاص باقى افراد از جنايتكارى و آدمكشى خوددارى مينمايند و براى حفظ جان خود چنين جنايتى نمينمايند .